یادداشتی از احسان امیری درباره کارگاه «بسکتبال آسان» با تدریس قاسم کیانی
سالهاست که در فضای بسکتبال حضور دارم؛ از بازی و فعالیت مربیگری گرفته تا حضور در جلسات، دورهها، کلاسها و گفتوگوهای مختلف. در تمام این سالها دورههای آموزشی زیادی دیدهام و صحبتهای زیادی درباره مربیگری، توسعه بسکتبال، استعدادیابی و شیوههای تمرین شنیدهام.
اما باید بگویم پس از سالها، در کارگاهی شرکت کردم که برای من حس متفاوتی داشت؛ واقعی بود.
نه به این معنا که باید با تمام گفتههای مدرس موافق باشیم و نه اینکه هر آنچه مطرح شد یک قاعده قطعی علمی باشد. اتفاقاً یکی از نقاط قوت این جلسه همین بود که از ابتدا بنا بر موافقت همگانی نبود. قرار بود حرف بزنیم، مخالفت کنیم، تجربههایمان را روی میز بگذاریم، استدلال کنیم و از یکدیگر یاد بگیریم. مدرس نیز در شروع جلسه تأکید کرد که هدف رسیدن به اتفاقنظر نیست و اهمیت اصلی در تعامل و مشارکت حاضران است. برای من همین ویژگی ارزشمند بود.
بعد از مدتها در کلاسی نشستم که در آن بخشی از مطالب را درست، قابل لمس و نزدیک به واقعیت زمین بسکتبال دیدم؛ چیزهایی شنیدم، چیزهایی آموختم، در بعضی موارد نظر دادم، در برخی بحثها موافق یا مخالف بودم و مهمتر از همه، دوباره درباره چیزهایی فکر کردم که شاید به مرور زمان برایمان تبدیل به عادت شدهاند.
به همین دلیل احساس کردم این دوره ارزش آن را دارد که بخشی از مطالب، برداشتها و نکات آن را برای استفاده سایر دوستان خانواده بسکتبال ایران منتشر کنم.
در همین ابتدا لازم میدانم از قاسم کیانی، مربی باسابقه بسکتبال که مدرس این کارگاه بود، بابت انتقال صریح تجربیات، ایجاد فضای گفتوگو و تلاش برای به چالش کشیدن ذهن مربیان تشکر کنم.
آنچه در ادامه میخوانید متن پیادهشده کلاس نیست؛ بلکه برداشت و جمعبندی من از مهمترین موضوعاتی است که در این کارگاه مطرح شد.
«بسکتبال آسان» یعنی چه؟
عنوان و شعار کارگاه، «بسکتبال آسان» بود.
همین دو کلمه از ابتدای جلسه بحث ایجاد کرد: آیا بسکتبال واقعاً آسان است؟ آیا بسکتبال سهنفره از پنجنفره آسانتر است؟
پاسخها متفاوت بود.
بعضی از حاضران سهنفره را از نظر اجرایی سادهتر میدانستند؛ برای تشکیل یک تیم به تعداد بازیکن کمتری نیاز داریم، فضای کمتری لازم است و حتی در شهرهای کوچک و مناطق کمبرخوردار نیز امکان راهاندازی آن وجود دارد. در مقابل، عدهای معتقد بودند همین بازی به دلیل سرعت بالا، تعداد کم بازیکنان، مسئولیت بیشتر هر نفر و نیاز به تصمیمگیری سریع، در سطح حرفهای اصلاً آسان نیست.
به نظرم تفاوت مهمی اینجا وجود دارد: آسان بودن با سادهانگاری فرق دارد.
بسکتبال سهنفره میتواند برای ورود به بسکتبال آسانتر باشد، اما برای خوب بازی کردنش همچنان به مهارت، آمادگی بدنی، هوش بازی و تمرین نیاز داریم.
شاید بهتر باشد «بسکتبال آسان» را اینطور بفهمیم:
بسکتبال را آنقدر با سیستم، دستور، اصطلاح و پیچیدگیهای غیرضروری سنگین نکنیم که اصل بازی را فراموش کنیم.
سهنفره؛ فرصتی برای دوباره بازیکن ساختن
یکی از مهمترین موضوعاتی که در کارگاه مطرح شد، نقش بسکتبال سهنفره در رشد بازیکن بود.
این موضوع برای من بسیار قابل تأمل است.
در بسکتبال پنجنفره ممکن است یک بازیکن مدت زیادی داخل زمین باشد اما سهم واقعی کمی از تصمیمگیری داشته باشد. شاید وظیفه او در یک سیستم محدود به اجرای چند حرکت مشخص باشد؛ توپ کمتر به او برسد، کمتر یکعلیهیک بازی کند و فرصت آزمونوخطای کمتری داشته باشد.
اما در سهنفره شرایط متفاوت است. سه بازیکن نمیتوانند پشت یکدیگر پنهان شوند.
تقریباً همه باید:
- توپ بگیرند،
- تصمیم بگیرند،
- نفوذ کنند،
- پاس بدهند،
- بدون توپ حرکت کنند،
- ریباند کنند،
- دفاع کنند،
- و دوباره وارد حمله شوند.
در کارگاه نیز بر همین موضوع تأکید شد که در سهنفره فرصت لمس توپ و آزمونوخطای بازیکن افزایش پیدا میکند و همین موضوع میتواند فرآیند یادگیری او را سریعتر کند.
این شاید یکی از مهمترین ظرفیتهای بسکتبال سهنفره برای ردههای پایه باشد. بازیکن به جای اینکه فقط دستور اجرا کند، مجبور میشود بازی را بفهمد.
مربی نباید تمام جوابها را به بازیکن بدهد
یکی از نکاتی که شخصاً از این کارگاه دوست داشتم، بحث مربوط به آزمونوخطای بازیکن بود.
امروز ما مربیان اطلاعات بسیار بیشتری در اختیار داریم. فیلم، کتاب، کلینیک، اینترنت، شبکههای اجتماعی و صدها تمرین آماده فقط چند ثانیه با ما فاصله دارند.
اما همین امکانات یک خطر نیز ایجاد کرده است: ممکن است هم مربی و هم بازیکن تبدیل به «مصرفکننده اطلاعات» شوند.
گاهی بازیکن هنوز با مسئله روبهرو نشده، مربی جواب را به او میدهد:
- اینطور برو.
- از این سمت نفوذ کن.
- این پاس را بده.
- اینجا شوت کن.
- آن حرکت را اجرا کن.
در بخشی از کارگاه نیز این موضوع مطرح شد که وقتی راهحلها دائماً آماده در اختیار بازیکن قرار میگیرد، فرصت فکر کردن، آزمونوخطا و کشف راهحل توسط خود او کاهش پیدا میکند.
به نظرم این یک موضوع بسیار مهم در آموزش امروز بسکتبال است. وظیفه مربی همیشه ارائه پاسخ نیست.
گاهی وظیفه مربی ساختن مسئلهای است که بازیکن مجبور شود پاسخ آن را پیدا کند.
از یکعلیهیک تا سهعلیهسه
یکی دیگر از نکات کاربردی جلسه مربوط به طراحی تمرین بود.
منطق مطرحشده ساده بود: مهارت فردی را بسازیم، سپس وارد یکعلیهیک شویم، بعد تعامل دو بازیکن را ایجاد کنیم و نهایتاً شرایط سهعلیهسه را بسازیم.
در بخش عملی کلاس نیز بر استفاده از تمرینهای یکعلیهیک، دوعلیهدو و سهعلیهسه و اضافه کردن تدریجی محدودیتها تأکید شد. همچنین پیشنهاد شد از همان ابتدای آموزش، بازیکن را اسیر محدودیت زمانی مسابقه نکنیم؛ ابتدا مسئله فنی و تصمیمگیری را آموزش دهیم و سپس فشار و محدودیت را بیشتر کنیم.
این نگاه برای من اهمیت زیادی دارد.
تمرین خوب لزوماً تمرین پیچیده نیست.
گاهی یک تمرین ساده یکعلیهیک، اگر درست طراحی شود، بیش از یک سیستم پر از حرکت و علامت به رشد بازیکن کمک میکند.
دفاع؛ جایی که سهنفره جدی میشود
بخش مهم دیگری از کارگاه به دفاع اختصاص داشت.
شاید برای مخاطبی که از بیرون بسکتبال سهنفره را نگاه میکند، این رشته بیشتر با دریبل، شوت، نفوذ و حرکات هجومی شناخته شود.
اما سهنفره بدون دفاع تقریباً امکان موفقیت در سطح جدی ندارد.
یکی از مهمترین نکاتی که در جلسه بارها روی آن تأکید شد صحبت کردن در دفاع بود.
سه بازیکن دفاعکننده باید دائماً با یکدیگر ارتباط داشته باشند.
بگویند چه کسی کمک میکند، چه کسی تعویض میکند، توپ کجاست، بازیکن بدون توپ کجاست و خطر بعدی از کجا ایجاد میشود.
در ادامه نیز درباره فشار روی صاحب توپ، هدایت مهاجم به سمت خطوط، محدود کردن پاس بلند، برهم زدن ریتم بازیکن صاحب توپ و اهمیت حرکت فعال پاها صحبت شد.
یک نکته جالب دیگر، سهم تمرین دفاع بود.
در کارگاه مطرح شد که چون دفاع دشوارتر است، باید برای آن زمان بیشتری نسبت به حمله در نظر گرفت؛ حتی مثال دو یا سه برابر کردن زمان تمرین دفاع نسبت به حمله عنوان شد.
ممکن است درباره نسبت دقیق زمان تمرین اختلافنظر داشته باشیم، اما اصل موضوع برای من روشن است: دفاع نباید بخش فرعی تمرین باشد.
بازیکن سهنفره باید «بازیکن بسکتبال» باشد
بحث دیگری که برایم جذاب بود، ویژگیهای بازیکن مناسب سهنفره بود.
در جلسه روی خصوصیاتی مانند چندپسته بودن، تصمیمگیری سریع، دفاع، بازی بدون توپ و توانایی انجام چند مسئولیت مختلف تأکید شد.
به نظر من روح این بحث از خود شماره پوزیشنها مهمتر است.
سهنفره کمتر اجازه میدهد بازیکن بگوید: این کار من نیست.
گارد نمیتواند بگوید ریباند وظیفه من نیست. بازیکن بلند نمیتواند بگوید بیرون از منطقه رنگی بازی نمیکنم. شوتری وجود ندارد که دفاع نکند. همه باید بخش بیشتری از بسکتبال را بلد باشند.
و شاید دقیقاً به همین دلیل سهنفره بتواند در رده پایه، بازیکنان کاملتر و مستقلتری تربیت کند.
بازیکن چهارم، ذخیره دوازدهم نیست
یکی از نکات بسیار کاربردی کارگاه، نوع نگاه به بازیکن چهارم بود.
در بعضی تیمها ناخودآگاه سه بازیکن اصلی انتخاب میشوند و نفر چهارم به عنوان ذخیرهای برای چند دقیقه استراحت دادن به دیگران دیده میشود. اما در سهنفره، بهخصوص وقتی یک تیم در یک روز چند مسابقه دارد، این نگاه میتواند اشتباه باشد.
در کلاس مطرح شد که چهار بازیکن بهتر است تا حد امکان از نظر توانایی و کیفیت به یکدیگر نزدیک باشند؛ بازیکن چهارم باید بتواند بدون ایجاد افت جدی وارد زمین شود و چرخه تعویض به حفظ انرژی تیم کمک کند.
تیم سهنفره، سه بازیکن و یک ذخیره نیست؛ یک تیم چهار نفره است.
شوت همه چیز نیست
موضوع دیگری که در جلسه به آن پرداخته شد، اتکای بیش از حد به شوت بود.
سهنفره به دلیل ارزش شوت بیرونی ممکن است مربی و بازیکن را وسوسه کند که بخش بزرگی از استراتژی خود را روی شوت بنا کنند.
اما در کارگاه دیدگاه دیگری مطرح شد؛ اینکه شوت ذاتاً درصد خطا دارد و تیم نباید تمام هویت حملهای خود را وابسته به آن کند. نفوذ، گرفتن خطا، بازی بدون توپ و ایجاد موقعیتهای مطمئنتر نیز باید جایگاه جدی داشته باشند.
من این بحث را نیز قابل تأمل میدانم.
قرار نیست شوت را حذف کنیم؛ اتفاقاً شوت یکی از مهمترین سلاحهای بسکتبال است.
اما سؤال این است: وقتی شوت نمیرود، تیم ما هنوز بسکتبال بلد است؟
سهنفره و پنجنفره را دشمن هم نکنیم
یکی از برداشتهای مهم من از این جلسه این بود که نباید سهنفره و پنجنفره را دو دنیای کاملاً جدا تصور کنیم. بخش قابلتوجهی از بسکتبال پنجنفره اساساً از تعاملهای دو و سه بازیکن تشکیل شده است.
- یکعلیهیک
- پاس و کات
- هندآف
- کمک دفاعی
- ریاکشن
- فضاسازی
- ریباند
- تصمیمگیری پس از Closeout
همه اینها در سهنفره نیز وجود دارند و اتفاقاً بازیکن با دفعات بیشتری با آنها مواجه میشود.
در کارگاه نیز نگاه غالب مدرس این بود که سهنفره میتواند به رشد بازیکن برای بسکتبال پنجنفره کمک کند، هرچند در بحث حاضرین به برخی عادتهای اختصاصی سهنفره که ممکن است هنگام انتقال به پنجنفره نیازمند اصلاح باشند نیز اشاره شد.
پس شاید سؤال درست این نباشد که: سهنفره بهتر است یا پنجنفره؟
چگونه میتوانیم از سهنفره برای تربیت بسکتبالیست بهتر استفاده کنیم؟
تجربه بازی یا علم مربیگری؟
یکی از طولانیترین و البته جذابترین بحثهای جلسه درباره این بود که آیا یک مربی خوب باید حتماً بازیکن خوبی بوده باشد؟
طبیعتاً نمیتوان برای این سؤال پاسخ صفر و صدی داد.
تاریخ ورزش پر است از بازیکنان بزرگی که مربیان بزرگی نشدند و مربیان بزرگی که دوران بازیگری فوقالعادهای نداشتند. اما موضوعی که در کارگاه روی آن تأکید شد، اهمیت درک شرایط واقعی بازیکن بود.
کسی که فشار بازی، خستگی، استرس، اشتباه و تصمیم لحظهای را تجربه کرده، گاهی رفتار یک بازیکن را متفاوت میبیند.
در عین حال تجربه به تنهایی کافی نیست.
مربیگری نیازمند آموزش، مشاهده، مدیریت، طراحی تمرین، ارتباط و قدرت انتقال مفهوم است.
بحث کلاس نیز نهایتاً به یک گزاره مطلق ختم نشد؛ هرچند مدرس مخصوصاً در سهنفره برای تجربه عملی بازی اهمیت زیادی قائل بود.
از نظر من ترکیب درست این است:
تجربه + دانش + توانایی آموزش + قدرت مدیریت
تقلید نکنیم؛ یاد بگیریم
یکی از پرتکرارترین مفاهیم جلسه، ضرورت اعتماد به تواناییهای خودمان بود.
گاهی در بسکتبال ایران تصور میکنیم هر چیزی که از خارج آمده الزاماً درست است و هر چیزی که خودمان تجربه کردهایم ارزش کمتری دارد.
این نگاه اشتباه است.
اما اشتباه معکوس هم وجود دارد؛ اینکه دانش و تجربه جهانی را کنار بگذاریم و تصور کنیم نیازی به یادگیری نداریم.
راه درست احتمالاً میان این دو قرار دارد.
یاد بگیریم، مطالعه کنیم، تجربه دیگران را ببینیم، اما فکر کردن را تعطیل نکنیم.
در بخشهایی از جلسه نیز بر بومیسازی، توجه به شرایط ایران و دوری از دنبالروی بدون تحلیل تأکید شد.
به نظرم این موضوع فقط درباره سهنفره نیست. این یکی از مسائل اصلی کل بسکتبال ماست.
اگر قرار است سهنفره قهرمانی باشد، باید برایش مسیر بسازیم
سهنفره یک ظرفیت فوقالعاده برای عمومیسازی بسکتبال دارد.
با تعداد بازیکن کمتر، هزینه کمتر و فضای محدودتر میتوان آن را در مدارس، محلات، دانشگاهها، شهرهای کوچک و حتی محیطهای غیرسنتی توسعه داد. همین ویژگی در بحثهای ابتدایی کارگاه نیز مورد توجه قرار گرفت.
اما یک سؤال مهم وجود دارد:
اگر از سهنفره مدال قهرمانی میخواهیم، آیا میتوانیم فقط چند هفته قبل از مسابقات بازیکنان پنجنفره را جمع کنیم و انتظار نتیجه پایدار داشته باشیم؟
این موضوع نیز در کارگاه محل بحث بود.
نگاهی که مطرح شد، ایجاد یک مسیر اختصاصی برای توسعه بازیکن سهنفره، مسابقات مستمر، تیمها و مربیان فعال در این حوزه بود؛ در عین حال محدودیتها و ملاحظات موجود در انتخاب تیمهای ملی نیز در گفتوگوی حاضران مطرح شد.
من فکر میکنم این بحث ارزش ادامه دادن دارد.
سهنفره میتواند هم ورزش توسعهای باشد و هم رشته قهرمانی؛ اما برای هرکدام باید برنامه متناسب خودش را داشت.
و در نهایت؛ بسکتبال را به بازیکن برگردانیم
اگر بخواهم برداشت چندساعته خودم از این کارگاه را در یک جمله خلاصه کنم، میگویم:
بسکتبال را به بازیکن برگردانیم.
مربی مهم است. سیستم مهم است. علم مهم است. بدنسازی، آنالیز، تکنولوژی و برنامهریزی همه مهماند.
اما در نهایت داخل زمین یک بازیکن باید در کسری از ثانیه:
- ببیند،
- بفهمد،
- انتخاب کند،
- و اجرا کند.
اگر همه جوابها را از قبل به او بدهیم، ممکن است بازیکنی بسازیم که سیستم را حفظ کرده است، اما بسکتبال را نفهمیده است.
سهنفره از این نظر فرصت فوقالعادهای در اختیار ما قرار میدهد:
- فضای بیشتر برای هر بازیکن
- لمس توپ بیشتر
- تصمیم بیشتر
- اشتباه بیشتر
- دفاع بیشتر
- مسئولیت بیشتر
- و در نتیجه، امکان یادگیری بیشتر
شاید «بسکتبال آسان» در نهایت همین باشد:
ساده کردن مسیر یادگیری، نه ساده گرفتن بسکتبال.
سخن پایانی
از حضور در این کارگاه خوشحالم.
پس از سالها، برای من تجربهای بود که فقط برای گرفتن مدرک، شنیدن چند اصطلاح یا ثبت حضور در یک دوره برگزار نشده بود. بحث شد، مخالفت شد، تجربه منتقل شد و ذهنها درگیر شدند.
من با همه مطالب مطرحشده موافق نیستم و طبیعتاً بسیاری از موضوعات این جلسه میتوانند موضوع گفتوگو و حتی نقد مستقل باشند؛ اما همین که یک کارگاه بتواند ما را دوباره وادار به فکر کردن درباره بسکتبال کند، برای من ارزشمند است.
بار دیگر از قاسم کیانی، مربی باسابقه بسکتبال برای انتقال تجربیات و فراهم کردن فضایی برای گفتوگوی بیواسطه میان مربیان تشکر میکنم.
در «خانه بسکتبال ایران» نیز تلاش میکنیم چنین مطالبی را نه به عنوان یک حقیقت نهایی، بلکه به عنوان آغاز یک گفتوگو منتشر کنیم.
اگر مربی، بازیکن یا فعال بسکتبال هستید، خوشحال میشویم شما هم درباره این سؤال فکر کنید:
آیا ما بسکتبال را به بازیکنانمان یاد میدهیم، یا فقط به آنها میآموزیم دستورات ما را اجرا کنند؟
خانه بسکتبال ایران
جایی برای گفتوگو، تجربه و مشارکت خانواده بسکتبال ایران.
دیدگاههای این مقاله
پرسشها، نقدها و تجربههای مرتبط با این مطلب پس از تأیید مدیر منتشر میشوند.