برنامه شماره 10 رادیو بسکتبال ایران از سایت پخش میشه
امشب 26 دی 1399 – برنامۀ شمارۀ 10 از سایت خانه بسکتبال ایران
صدای ما فراتر از خانه ما
موضوع : قهرمان
[ai_playlist id="10535"]
رادیو بسکتبال
موضوع: قهرماننگاه جامعه شناختی به قهرمان
با گفتاری از دکتر داروین صبوری جامعه شناس و نوشتاری از افشین رضاپور جامعه شناس ورزشبا لژیونرها
آخرین وضعیت آسیب دیدگی بهنام یخچالی قرارداد نعیمه ظفر و مهران حاتمی مربیان ایرانی در قطر و سوریه و بازی امشب حامد حدادی در لیگ چین صدای رضا طاهریهندآف
با محسن مظفری تحلیلی از بازی ارسلان کاظمی و مهدی کامرانیبسکتبال، رویای نسلها
صدای احسان امیری و خاطرۀ استاد بیژن قهرمانلو از آقاتختیقهرمان کیست؟
گفتاری از سام ملکزادهتایم اوت
محمدحسن واحدیچند خط از رسانهها
با فریماه شیاسی شات کلاک با پریسا یزدانی جامپ بال با صدای ژوبین جلیلی و نکتهای از داوری بسکتبالاجرا: مهراد خورشیدی
بسکتبال، رویای نسلها
پژوهشی از افشین رضاپور منصور رحیمیها از قهرمانان کشتی در المپیک 1948 لندن به خاطر 150 گرم اضافه وزن از دور رقابتها حذف شد! اگر فقط مربی میگفت موی سرش را بتراشد، میتوانست کشتی بگیرد اما به دلیل اینکه سر وزن نرسید، از دور مسابقات کنار رفت. من و ایشان به اتفاق برادرش، رفاقت دیرینهای با هم داشتیم. یک بار کیهان ورزشی عکس مرا روی جلد در کنار عکس جهانپهلوان تختی منتشر کرد که برای من مایۀ افتخار بود. کیهان ورزشی از من به عنوان یک قهرمان بسکتبال یاد کرد و عکس مرا در کنار قهرمان کشتی انداخت. من، قهرمان بسکتبال کجا و تختی کجا. چند روزی از چاپ مجلۀ همون شماره گذشته بود. یک روز منصور قرار نهاری با من در چلوکباب رفتاری گذاشت و گفت از آقا تختی هم دعوت کرده است. من با کمال میل قبول کردم و رفتم و آقا تختی آمد. منصور معرفیام کرد. آقا تختی بلافاصله مرا شناخت و گفت روی جلد کیهان ورزشی عکس مرا دیده است. حس خوبی به من دست داد. آقا تختی با اون همه افتخار، دیدن عکسم روی جلد مجله رو به رویم آورد و از این میزان توجه و دقتش متحیر شدم. در مسیر راه تا چلوکبابی، شخصی کنار خیابان در حال گریه کردن بود که آقا تختی از او پرسید چرا گریه میکنی؟ با دست به مردی که آنطرفتر ایستاده بود اشاره کرد و گفت پولش را بالا کشیده است. آقا تختی، رو به آن مرد کرد و گفت چرا پولش را پس نمیدهی؟ مرد با عصبانیت جواب آقا تختی را داد. آقا تختی میخواست از جیب خودش پول مرد طلبکار را بدهد که آن یکی بعد از شناختن آقا تختی به زیر دست و پایش افتاد و به خاطر رفتار زنندۀ چند لحظۀ قبلش، از جهانپهلوان معذرت خواهی کرد. دیدن صفات اخلاقی و جوانمردی آقا تختی در آن لحظه برای من درس بزرگی داشت و آنجا به بزرگی و مردمداری تختی بیشتر پی بردم. او یک قهرمان واقعی بود و من آن روز از آقاتختی درس قهرمانی یاد گرفتم... از خاطرات بیژن قهرمانلو، بسکتبالیست دهۀهای 30 و 40 در کتاب «داستان یک قرن» ضمن تشکر از بازدید شما، خواهشمندیم به منظور ارائه خدمات بهتر و رسیدن به اهداف عالی سایت، تیم خانه بسکتبال ایران را یاری فرمایید.هرگونه پیشنهاد و انتقاد سازنده خود را با ما در میان گذاشته تا با برطرف نمودن ایرادات و استفاده از پیشنهای ارزشمند شما در جهت ارائه خدمات بهتر به خانواده بزرگ بسکتبال بکوشیم.
[blog_posts columns="2" columns__md="1" depth="1" depth_hover="2" auto_slide="7000" cat="93" posts="12" comments="false" image_height="56.25%"]
دیدگاههای این مقاله
پرسشها، نقدها و تجربههای مرتبط با این مطلب پس از تأیید مدیر منتشر میشوند.